بردگیمرومیزشکافیوبلاگ

بازی رومیزی Love Letter (نامه عاشقانه)

بازی رومیزی نامه عاشقانه:

  • زمان بازی: 30 دقیقه
  • تعداد بازیکنان: 3 الی 5 نفر
  • رده سنی: +8 سال
  • طراحان: Seiji Kanai
  • صورتگر:Kali Fitzgerald, Andrew Hepworth, Jeff Himmelman , …
  • منتشر کننده: Alderac Entertainment Group, Kanai Factory,…

توصیف:

رقابت بر سر تسخیر قلب پرنسس. در بین اتفاقاتی که دربار شاه را درگیر خود کرده است، شما باید تلاش کنید تا قلب پرنس را تسخیر کنید. مواظب باشید که درگیر رقابت های بی پایه و اساس نشوید، چراکه از رقابت اصلی باز خواهید ماند.

در این بازی هشت شخصیت حضور دارند : پرنسس، ملکه، شاه، پرنس، ندیمه، مشاور اعظم، کشیش و نگهبان. در صورتی که نتوانید قلب پرنس را به دست آورید، از بازی حذف شده و رقیبان از شما پیشی می گیرند. پس عجله کنید، از تمام افراد بازی استفاده کنید تا قلب پرنسس را به دست آورید…

داستان بازی:

در پیِ دستگیریِ ملکه ماریانا، به‌جُرمِ خیانت به مملکت، هیچ‌کس به‌اندازه‌ی دختر او، پرنسس آنِت غصّه‌دار نیست! خواستگاران، از گوشه و کنارِ دولت‌شهرِ تلاش می‌کنند تا با اظهارِ عشق به آنِت، غصّه‌ی او را التیام داده و او را به زندگی بازگردانند. شما، یکی‌از این خواستگارانید و تلاش می‌کنید تا نامه‌ی عاشقانه‌ی خود را به پرنسس برسانید! از بختِ بد،وی، خود را در اتاقی در کاخ، محبوس کرده و شما برای رساندنِ پیغام‌تان باید به واسطه‌ها اعتماد کنید! در طول بازی، شما یک کارتِ مخفی در دست خود دارید. این کارت، نشانگرِ فردی است که پیغامِ عشقِ شما را برای پرنسس خواهد بُرد. بکوشید تا در پایانِ روز، نامه‌ی عاشقانه‌ی شما در دستِ نزدیک‌ترین فرد به وی باشد؛ بدین‌ترتیب زودتر از سایرِ نامه‌ها، به‌دستِ پرنسس آنِت خواهد رسید!

 

روایتی عاشقانه:

نگهبان، نگاهی به سرتاپای بارتولومیو کایس انداخت و ابرو درهم کشید: “متأسفم، جناب کایس ولی شاه‌دُخت، کسی رو به‌حضور نمی‌پذیرن! ایشون، بعد از زندانی شدنِ مادرِشون، بسیار غمگین هستن…” آهنگسازِ جوان، سَری به نشانه‌ی تأسف و هم‌دردی تکان داد: “بله، متوجه‌اَم… ولی من صِرفاً برای دیدارِ ایشون، این‌جا نیستم؛ من برای تعلیمِ آواز به ایشون، اومده‌م…” نگهبان -که زنی خشن بود- درحالی‌که ابرویش را بالا می‌انداخت، گفت: “ایشون در حال حاضر، استاد آوازِ خودشون رو دارن!” صدایی مهربان در راهرو -که اقامت‌گاهِ سلطنتی را به کاخ متّصل می‌کرد- طنین‌انداز شد: “مطمئنم که این مَرد می‌دونه که آنِت، استاد خودش رو داره، اودِت!” نگهبان و آهنگساز جوان برگشتند و سوزانا، یکی‌از ندیمه‌های شاه‌دُخت آنِت را دیدند که به‌سوی‌شان می‌آمد: “چیزی که آهنگساز جوانِ ما می‌خوان بِگَن، اینِه که آنِت، اثرِ جدیدِ ایشون رو برای تمرین درخواست کرده‌…” زنِ جوان، لبخندی تحویلِ نگهبان و چشمکی شیطنت‌آمیز تحویلِ بارتولومیو داد! بارتولومیو توماری مُهروموم‌شده را از کیسه‌اَش خارج کرد و با لبخند و سَر تکان دادنی آقامنشانه گفت: “مهربانی بی‌حدّ شماست، سوزانای عزیز، اگه این نُت‌ها رو به‌دستِ ایشون برسونین…!” نگهبان، تومار را از او گرفت ولی در هنگامِ دست‌به‌دست شدن، چیزی در درونِ تومار، تکان خورد و صدا کرد! نگهبان، در‌حالی‌که تومار را کنارِ گوش خود تکان می‌داد، گفت: “این دیگه چی بود؟!” بارتولومیو با خود اندیشید: “قطعاً مجسّمه‌ی کوچک پرنده‌ای که شاه‌دُخت شیفته‌ی اونِه، نیست!” و جواب داد: “اِ… پَر و مقداری مرکّب که برای نوشتنِ نُت‌ها استفاده کرده‌م… شاید شاه‌دُخت یا استادِشون بخوان چیزی رو تغییر بِدن!… همیشه همراه‌با یک قطعه‌ی جدید، مرکّب و پَر رو هم می‌فرستم…” سوزانا به‌آرامی تومار را از دستِ نگهبانِ شکّاک گرفت!: “اَه! بس کن، اودِت! این‌ها فقط کاغذهای نُت‌ هستن!” سپس در‌حالی‌که بازوی بارتولومیو را لمس می‌کرد، گفت: “مطمئن باشین که این کاغذها به‌دستِ شاه‌دُخت خواهند رسید! شک ندارم که ایشون، بسیار مشتاقِ دریافتِ این بسته هستن!”

نمونه رایگان و پرینتی این بازی با عنوان Coronom توسط آیوی گیم تولید شده است.

 

برای مشاهده نمونه بازی رایگان Coronomروی لینک زیر کلیک کنید:

دانلود با لینک مستقیم

مشاهده بازی در گیگ:

مشاهده بازی در سایت Boardgamegeek

مشاهده بیشتر

کورش حیدر

20 سال عمر خوبیه برای اینکه چیزایی از دنیایی که درونش زندگی می کنی بفهمی که باهاشون بتونی 20 سال بعدی زندگیت رو بهتر، مفید تر، موثر تر، با لذت و رشد بیشتر بگذرونی. 20 سال اول به بازی، مطالعه، هنر و ورزش گذشت، برنامه برای 20 سال بعدی هم همینه. البته خیلی بیشتر از قبل. پس برو که بریم ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا