بازی رومیزی رایگان دانلود کنید و لذت ببرید (کلیک کنید)

بازی، راه رهایی از زندگی کارمندی

مقدمه

مشغول مطالعه و بررسی مقالات متعددی در زمینه بازی و آموزش بودم که به عنوان جالبی برخورد کردم: 

مزیت های استفاده از بازی در محل کار!

برای مطالعه مقاله وارد وبسایت thinkfun.com شوید.

صرف نظر از صحبت اصلی این مقاله ذکر شده، عنوان آن بسیار جالب توجه بود و موجب شد به فکر نوشتن مقاله ای متناسب با وضعیت کنونی جامعه خودمان و البته جهان با نگاه به آموزش، بازی و زندگی کارمندی بیفتم. حرف اصلی در مقاله پیش رو شرح زندگی کارمندی و آموزش منتهی به آن و راه رهایی نسبی از آن با نام “بازی” می باشد.

 

طرح مسئله

وقتی کلمه “زندگی” را میشنویم، قطعا تعبیرات کلیشه ای و البته گاها بسیار هنری از آن در قالب جملات قصار به خاطر می آوریم. اما وقتی این کلمه با کلمه دیگر ترکیب شده و به صورت “زندگی کارمندی” در می آید، به نوعی ما را به یاد سالن های بسیار شلوغ و شاید گاها مرتب از انسان ها که پشت میز هایی در کنار بکدیگر نشسته اند می اندازد؛ مانند تصویر بالا.

واقعیت این است که اصلا صحبت ما درباره زندگی کارمندی، این سبک از کار، که فرد پشت یک میز در کنار دیگران می نشیند و مشغول کار با تلفن، کامپیوتر، لپ تاپ و یا تبلت خود می شود، نیست. بلکه اصل صحبت نوعی تفکر حاکم بر جامعه جهانی می باشد که صد البته جامعه ایران هم جزئی از جامعه جهانی است.

“تفکر زندگی کارمندی”

تفکر زندگی کارمندی

اصل قضیه تفکری است که موجب می شود یک انسان مفهوم اساسی زندگی خود را که به آن معنا می دهد از دست بدهد. این مفهوم چیزی است که ما همه آن را تجربه کردیم و لی عده کمی با آن بزرگ می شویم: بچگی.

یچگی دورانی از زندگیست که انسان در آن رشد عجیبی می کند. همانطور که در مقالات قبل گفتیم، نوعی سیستم آموزشی بسیار کارآمد و البته با رویکرد بازی در این دوران است که انسان را به سمت این رشد عجیب و البته بسیار سریع و بنیادی می برد. اگر مقاله قبلی را مطالعه نکرده اید، از لینک زیر می تواندی به سراغ آن بروید:

اینکه همه ما بچگی را تجربه می کنیم، امری بدیهی است، اما اینکه آیا همه ما با آن بزرگ می شویم و به تعبیری دیگر ، همیشه یک “بچه” می مانیم، امری است که در بسیار از ما انسان ها نیست.

صحبت اساسی درباره بچگی، تعبیر عمومی از آن نیست. بلکه ویژگی هایی از انسان در آن مرحله از زندگی است که به نوعی در بزگسالی هم به آن ها نیاز داریم: ماجراجویی، تجربه احساس، خلاقیت، به دنبال یادگرفتن چیز های جدید رفتن و … .

تا همینجا احتمالا اصل مطلب را گرفته باشید و متوجه شده اید که صحبت اساسی ما بر سر چیست؟

از سوی دیگر چاشنی اساسی زندگی کودکی، یعنی بازی، که به زندگی بزرگسالی ما راه پیدا نمی کند، خود سوی دیگر ماجراست. فعلا به سراغ بررسی “تفکر زندگی کارمندی” برویم و در انتها درباره بازی و … بیشتر صحبت خواهیم کرد.

 

همانطور که گفته شد، منظور از زندگی کارمندی، نوعی از تفکر است، نه لزوما نوعی از شغل که البته شامل قوانین خاص شخصی و اجتماعی برای انسان است. پس مطمئنا منظور ما از این تفکر، قوانین و برنامه زندگی، که باعث می شود انسان تحت چارچوب های خاصی صبح از خواب بیدار شود، مسواک بزند، صبحانه بخورد، وسایل خود را جمع کند، به سراغ ماشین و یا وسیله نقلیه عمومی برود و سر ساعت مشخصی به محل کار خود برسد، نیست. چه عمدتا وجود همچنین قوانینی بسیار مفید فایده و ضروری باشد.

اصل صحبت تفکری است که ...

… احساس کودکی و بچگی ار از انسان می گیرد، بلند پروازی، خلاقیت، نوآوری، به چالش کشیدن عادت های روزمره، عبور از مرز های تفکر و … را در وی تضعیف کرده و به نابودی می کشد، و باعث می شود انسان که روزی می توانست مرز های شگفتی آفرینی در جهان را جابه جا کند، به مانند یک ماشین زندگی کند، هر کاری را بدون تفکر انجام دهد و هیچگاه به فکر بلند پروازی وخلاقیت، نیفتد.

 

این داستان بسیار بنیادی تر از آن است که نمایان شده، و عملا گریبان گیر بسیار از انسان های قرن ۲۱ ای است که علاوه بر حل شدن در این تفکر، دنیای مجازی هم از سوی دیگری موجب تضعیف عملی احساسات بچگانه انسان شده است.

آنچه که قصد بررسی آن را به عنوان معضل اصلی رسیدن به این سبک تفکر را داریم، سیستم آموزشی است.

 

 

آموزش و پرورش، کوره انسان سازی، نه انسان سوزی…!

ماجرا از وقتی شروع می شود که از دوران بچگی و سیستم آموزش بازی، جدا  و وارد یک سیستم آموزشی جدید تحت عنوان مدرسه می شویم. مدرسه ای که در آن دقیقا به مانند زندگی به سبک یک کارمند بر سر یک ساعت خاص باید بیدار شویم، مسواک بزنیم، صبحانه بخوریم، آماده شویم و به سمت مدرسه حرکت کنیم. وارد مدرسه شویم و آداب و رسوم و قوانین خاص آن را رعایت کنیم. 

سپس معلم وارد قصه می شود. فردی که طبیعتا باید انسان را از مرحله فرود به اوج برساند، می آید. شروع به تدرس می کند. اما چه تدریسی؟ مطالبی را که خود به همین صورت آموخته به ما منتقل می کند و معیار شاگرد اول بودن و باهوش بودن را، حفظ کلماتی قرار می دهد که درست و نادرست بودن آن ها اثبات شده اند. 

اوضاع با بزرگ شدن ما درست نمی شود، بلکه بدتر و بدتر می شود. زمانی که وارد مکانی به اسم “دانشگاه” می شویم و تبدیل فردی به نام “دانشجو”، که طبیعتا باید دنیال دانش باشیم اما نیستیم، تازه متوجه می شویم که چه اندازه در تفکر زندگی کارمندی غرق شده ایم.

چه فایده ای دارد؟ کاری را انجام می دهیم که یک ضبط صوت که خود ساخته دست انسان قرن ۲۱ است، بهتر از ما آنرا انجام می دهد. معیار باهوش بودن هم در بین شده است حفظ و بازنشر روابط و گزاره هایی که تا الان بوده و هست و خواهد بود. و اینجاست که بچگی می طلبد …!

 

می بینید، با تعریف تفکر “زندگی کارمندی” اکنون تقریبا همه ما به نوعی کارمند هایی هستیم که به زندگی کنونی و همیشگی و روزمرگی، چه در محل زندگی و چه در محل کار، عادت کرده ایم و به تعببری :

"حس انجام هیچ کاری را نداریم"

 

خب قسمتی از دلیل آموزشی است که ما در آن رشد کرده ایم، قسمت اعظمی هم تصمیم خودمان است. تصمیم برای بچگی کردن در اوج بزرگسالی، تصمیم برای پرواز دادن پرنده خیال. ماهیتی که به نوعی گوهر گمشده بشریت از ابتدای تولید است همان چیزی است که مهم ترین کار ها از آن بر می آید: بازی.

زمانی که بچگی کردن مهم باشد، بازی کردن به عنوان سیستم آموزشی دوران بچگی، بسیار مهم تر می شود.

 

بازی، راه رهایی از زندگی کارمندی

تقریبا می توان گفت فضایی که در کنار فضای خیال و رویا ما در آن می توانیم هر کاری انجام دهیم و برای لحظاتی، کارمند نباشیم، فضای بازی است. بازی به عنوان اولین و بنیادی ترین سیستم آموزشی هر انسانی، به نوعی کلید ورود به دنیای بچگی است و این یعنی کلید ورود به دنیایی است که در آن شما می توانید پرواز کنید، خلاقیت به خرج بدهید، نوآوری داشته باشید، به اکتشاف راز های کشف نشده بپردازید و آدمی باشید که دوست دارید و طوری زندگی کنید که از آن لذت می برید.

البته باید این را هم ذکر کرد که منظور از بازی سبک خاصی از بازی نیست و منظور از زندگی در فضای آن، زندگی مجازی در فضای بازی های ویدئویی که امروزه جهان را فرا گرفته اند نیست. چه بسا برخی از این بازی ها خود موجب گسترش زندگی کارمندی در انسان می شوند. 

در واقع صحبت از تفکر هاست. تفکر بازی به معنای تفکر باز و آماده برای ماجراجویی و تفکر بسته و بدون هیچ انگیزه برای نوآوری. این خود مرزی برای فضای بازی می باشد که به نوعی مشخص می کند “رسالت یک بازی چیست؟”

 اکنون می توان به عنوان مقاله ای که من در ابتدای این نوشته ذکر کردم و موجب الهام من برای نوشتن این نوشته حاضر شد بپردازیم: “مزیت های استفاده از بازی در محل کار”.

این مقاله به هیچ وجه درباره آنچه که من درباره آن صحبت کردم را نداشته و ندارد و تنها به ذکر تجربیاتی از اعضای کمپانی thimkfun پرداخته بود، اما خط مشی محتوایی بسیار زنده و پویایی را برای نوشتن مقاله حاضر نمایان ساخت.

 

بازی، راه رهایی از زندگی کارمندی!

با تعاریف جدید از تفکرات بسته در زندگی و …، اکنون می توانم بگوییم که بازی، کلیدی است که در زندگی هر انسانی تاثیرات بسیار مفیدی می گذارد چراکه خود یک سیستم آموزشی بسیار بنیادی و جدی است. اکنون به ذکر چند اثر بنیادی بازی بر زندگی می پردازیم:

شخصیت سازی

مهم ترین ویژگی هر انسانی شخصیت وی است که گاها زا صفر ساخته می شود و گاها با الگو گیری از افراد مخلف در سراسر جهان توسط فرد پدید می آید. وقتی ما در فضایی قرار میگیریم که می توانیم در آن هر کسی باشیم و بر فراز قله های تفکری قدم بگذاریم، اولین اتفاقی که برای ما می افتد، این است که شخصیت اصلی خود را پیدا می کنیم. 

بگذارید مثالی از حیطه کاری خودمان یعنی بازی رومیزی بزنم. مثلا فرض کنیم “آقای فای” به سراغ بازی the Lost Cities می رود. خب تم این بازی مربوط به اکتشاف و کاوش است. این فرد در حین اینکه این بازی را دنبال می کند، گمشده بچگی خود را در این بازی پیدا میکند و به خود می گوید: “من می خواهم یک باستان شناس بشوم.” 

این دقیقا مخالف این تفکر اشتباهی است که مدرسه و دانشگاه به ما می آموز، که شغل هایی مثل دکتری و مهندسی درجه یک و عالی هستند و بقیه مشاغل و علایق درجه n و بی ثمر. منظور از این گزاره که “شما در سیستم آموزشی بازی می توانید هرکسی باشید” هم همین است که گمشده خود را پیدا می کنید.

تقویت قوه خیال

قوه “خیال” یا imagination هر کسی تقریبا مهم چیزی است که دارد. همانظور آلبرت اینشتین می گوید : “تخیل برتر از دانش است.” از طرفی فضای بازی فضایی که خود ماهیت آن و نمونه ساخته شده آن حاصل از قوه تخیلات یک طراح است، پس بدیهی از دنبال کردن فکر طراح در بازی هم به نوعی تقویت قوه خیال برای هر کسی که در سیستم آموزشی بازی زندگی می کند فراهم می آورد.

خلاقیت، گوهر گمشده نظام آموزشی

در کنار فضای تصورات و تخیلاتی که بازی برای هر فردی فرهم می آورد، قوه و گوهر گمشده دیگری به نام قوه “خلاقیت” یا creativity چه در کسی که بازی را خلق می کند و چه کسی آن را دنبال می کند، بروزی بسیار گسترده و فراتر از مرز های هر سیستم آموزشی است. این در حالی است که این قوه در سیستم آموزشی کنونی حاکم بر جهان، به کلی به فراموشی سپرده شده است.

افزایش بهره وردی مغز

هر فرآیند بازی حاصل اقدامات منطقی و ریاضی، هنری و بصری، موسیقیایی و شنیداری و اجتماعی می باشد که این یعنی کسی که در سیستم آموزشی بازی مشغول طراحی بازی می شود و یا کسی که در این سیستم آموزش می بیند، از تمام کمیت و کیفیت مغیز خود به علاوه تخیلات خود برای خلق یک فرآیند بازی استفاده می کند.

به چالش کشیدن تصورات و مرز های دانش

در بازی های علمی تخیلی و فضا های این چنینی، بسیار دیده می شود که فضای علم و دانش بشری تا چه حدی گسترش می یابد و این خود مدیون قوه تخیل انسان است. از طرف دیگر تنفس در اکوسیستم بازی، خود باعث می شود انسان چارچوب فکری بسیار منعطفی پیدا کند و حتی در کار های زندگی روزمره وی هم تاثیر به سزای مثبتی بگذارد.

افزایش انگیزه برای کار های دیگر

یکی از مهم ترین مشکلات برای عدم به تحقق رساندن ایده ها و برنامه های زندگی نداشتن انگیزه است. اکوسیستم بازی فضایی است که سرشار از پویایی و حس زندگی و تجدید حیات برای شماست. این یعنی فضایی سرشار از انگیزه و قدرت برای شروع هر کار جدید و ادامه هر کار از قبل شروع شده.

 

در یک کلام می توان گفته که :

"بازی، حلقه گمشده زندگی انسان در قرن ۲۱ می باشد"

 

البته خب مزایای بیشماری برای سیستم بازی و فرآیند آن وجود دارد که ذکر همه آن ها، به نوعی تکرار واضحات است. فعلا برای مقاله حاضر بحث را تا هیین جا خاتمه می دهیم. به زودی به مطالب بیشتری در همین زمینه خوهیم پرداخت.

 

منتظر مقالات بیشتر باشید

28
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

توسط
تومان