Header Logo

اول بازی کن، بعد طراحی کن !

قبل از این داخل مقاله یه “گام ساده برای شروع طراحی بازی” درباره این مسئله که هر طراح بازی باید خودش تا حدی یه بازیکن پیگیر بردگیم باشه، صحبت کردیم. در این مقاله میخوایم بریم سراغ اتفاقاتی که باید یه طراح با بازی کردن بازی های مختلف رقم بزنه تا بتونه بازی هایی که طراحی کنه که لزوما ایده اون قدیمی نباشه و بتونه به ایده های جدید برسه.

قبلش هم بگم که چون لینک های این مقاله زیاد هستن و برای جلوگیری از شلوغ شدن مقاله، لینک تمام سایت ها و لینک هایی که داخل مقاله گفتیم رو آخر مقاله در قسمت “لینک های مفید” میزارم.

پس برو که بریم.

 

بدون تعارف با خودت

قبل از هرچیز میخوام یه نکته خیلی مهم بهت بگم:

اگر تشنه تجربه بازی های جدید نیستی، نمیتونی طراح خوبی باشی.

بیاید با هم این جمبه رو تفسیر کنیم. همه ما میدونیم که علاقه مهم ترین فاکتور برای شروع یه کاره. زمانی که شما علاقه ای برای انجام یه کار ندارید، نمیتونید اون کار رو با بازدهی 100 درصد انجام بدید و یا اگر انجام بدید، احتمالا نتونید به صورت طولانی مدت اون کارو بکنید و زود ازش زده میشید.

در عین حال انگیزه که یکی از محرک های مهم انجام کار هاست، خیلی وابسته به علاقست و در صورتی که علاقه نباشه، انگیزه برای انجام اون کار هم خیلی سخت به وجود میاد.

درباره طراحی بازی هم داستان همینه. زمانی که شما علاقه ای به تجربه بازی های جدید ندارید، نمیتونید از اونها چیزای جدید رو یاد بگیرید و برید به سمتی که بتونید اونهارو طراحی کنید. اما این علاقه به معنای این نیست که شب و روز در حال بازی کردن باشید.

وقتی گفتم پیگیر بردگیم باشید، یعنی برای تجربه بازی های جدید، منظور از جدید اینه که تازه باهاشون آشنا شدید، کنجکاو باشید. برید سراغ اینکه از بازی های مختلف سر در بیارید.

برای مثال یه مهندس مکانیک رو در نظر بگیرید. این فرد وقتی عاشق ماشین و موتور و … باشه، کلا دنبال اینه که از سیستم ماشین های جدید سر دربیاره. و نهایتا برای طراحی یه سیستم مکانیکی برای یه اتومبیل جدید، ذهنش بهتر باهاش همراهی میکنه.

در مقابل اگر طراحی بازی رو دوست داری، اما زیاد با تجربه بازی های جدید حال نمی کنی، منتظر باش تا بزودی در این باره یه سری مقالات مینویسم که احتمالا به دردت میخوره.

بازی کن، بازی کن، بازی کن!

باید دنبال این باشی که بازی های مختلف رو تجربه کنی. هر تجربه برای تو، یه مثال از یه ذهن آماده برای طراحیه. به بیان دیگه:

هر بازی برای کسی که میخواد طراح بشه، مثل چندین جلسه خصوصی انتقال تجربه طراحی بازی، از طراح اون بازیه.

این تجربیات به شما توانایی هایی میده که:

  • بازی هارو بهتر و تحلیلی تر بفهمید.
  • مشکلات بازی هارو ببینید و سعی کنید براشون راه حل پیدا کنید.
  • ایده های جدید به ذهنتون برسه که با اونها بتونید بازی خودتون رو طراحی کنید.

 

حالا بریم سراغ مراحلی که باید طی کنیم تا از بازی کردن، به طراحی یه بازی جدید برسیم:

تجربه بازی

در حالت کلی 3 نوع تجربه بازی بیس یا اصلی و 1 نوع تجربه تکمیلی داریم که میتونن به طور مجزا، در راستای هم و یا همگی باهم برای یه بازی به کار برن و این بستگی به شما داره؛ اول هر نوع تجربه رو توضیح میدیم و بعد نکات مهم اون رو میگیم:

  • تجربه حقیقی

 

تجربه حقیقی یعنی اینکه پای میز بازی بشینید و بازی رو تجربه کنید. درباره این نوع تجربه 4 تا نکته خیلی مهمه:

  1. از بازی های در دسترس شروع کنید.
  2. از بازی های ساده تر شروع کنید و تدریجا به سمت بازی های سنگین تر برید.
  3. اولویت اول با بازی هایی هستش که برای خودتونه و بعد بازی هایی که تو کافه گیم ها موجوده.
  4. سعی کنید یه بازی رو با جمع های مختلف تجربه کنید.
  • تجربه مجازی

تجربه مجازی یعنی تجربه بازی در پلتفرم ها و سایت های مختلف. این نوع تجربه خودش شامل 2 دسته میشه:

  1. سایت های آنلاین تجربه بازی مثل : Boardgame Arena, Tabletopia یا Tabletop Simiulator
  2. نسخه های پلتفرمی و دیجیتالی بازی ها مثل نسخه های موبایلی و تحت کنسول.

ما خودمون یه صفحه اختصاصی برای بردگیم های دیجیتالی داریم که بازی های مختلف رو اونجا میزاریم. لینک این صفحه رو میزارم آخر مقاله.

  • تجربه شبه مجازی

یاد زمان دانشگاه میفتم که کلی اصطلاح داشتیم که “شبه فلان چیز” بودن و کلی اذیتمون میکردن. البته این اصطلاح “شبه مجازی” داستان متفاوتی داره و الان براتون میگم:

این نوع تجربه یه تجربه خیلی دور از واقعیه. برای همین بهش میگیم شبه مجازی. البته این خیلی دور بودن به معنای بدرد نخور بودن نیست. به نظر من که این نوع تجربه بازی، خیلی مهم تر از بقیست. این طوریه که :

برید سراغ سایت های مرجعی مثل Boardgamegeek و لیست بازی های مخلف در موضوعات مختلف رو پیدا کتید و سعی کنید از ساده ترین ها شروع کنید. ویدئو های گیم پلی، آموزش، نقد و بررسی بازی رو پیدا کنید، ویدئو هارو چند بار ببینید و سعی کنید در جریان بازی قرار بگیرید.

در حالت کلی میتونید در چهار سطح بازی رو بررسی کنید:

  1. نگاه کلی (Overview): در این سطح شما فقط نیازه کلیت بازی رو دستتون بیاد. مثلا درباره بازی Smile، نیازه فقط بدونید که این بازی یه بازی کارتی حراج و مزایده محوره که در اون شما باید با مهره های شب تابتون جونور های با امتیاز بیشتر رو جمع کنید.
  2. یادگیری فرآیند بازی (How To Play): در این سطح شما باید یاد بگیرید بازی چطوری انجام میشه. یعنی بتونید به یه نفر بازی رو توضیح بدید. البته اگر قوانین و نکات جزئی بازی و مثلا چیدمان بازی رو یاد نگیرید مهم نیست. مثلا درباره بازی Smile، اینکه هر دست بازی چطوری انجام میشه، هر کسی چه اکشن هایی میتونه انجام بده و نیتجه اونها جی میشه و … .
  3. تسلط به بازی (Authority): در این سطح شما باید کاملا به بازی مسلط بشید و نکته و ابهامی از ماهیت بازی، گیم پلی و تجربه بازی براتون باقی نمونده باشه. این سطح مهم ترین سطح از تجربه یه بازیه و به نوعی هدف از تجربه بازی مسلط شدن به اونه تا بتونید مرحله بعد رو انجام بدید که راه گشای شماست.
  4. تجربه بازی (Experience): در این سطح شما باید بتونید تا حد خوبی تجربه بازی رو درک کرده باشید. دقیقا مشابه اینکه شما بازی رو تجربه کردید. این سطح همیشه رخ نمیده و هدف اصلی هم رسیدن به این سطح نیست و اما اگر بتونید تا این سطح یه بازی رو درک کنید به طوری که مثلا بازی Smile رو بازی نکرده باشید ولی با فردی که بارها اونرو بازی کرده هیچ فرقی ندارید، هر دوتون حس بازی رو درک کردید و تا حدی میتونید درباره روند تجربه بازی صحبت کنید.

یه نکته مهم درباره این چهار سطح اینه که قانون خاص کمّی برای تعداد دفعات دیدن ویدئو یه بازی وجود نداره. یعنی نمیشه گفت که با چهار مرتبه دیدن ویدئو گیم پلی یا آموزش یه بازی میتونید چهار سطح تجربه شبه مجازی رو درک کنید. ممکنه یه نفر با دیدن یه ویدئو کوتاه چهار سطج رو درک کنه و یه نفر دیگه با چهل مرتبه دیدن ویدئو های مختلف.

در واقع بیشتر کیفیت مهمه، نه کمیت. اصلا هم عجله نداشته باشید. شده برای یه بازی چند روز وقت بزاربد، ولی اونو خوب درک کنید.

  • تجربه نگاری تکمیلی*

*این نوع از تجربه به تنهایی شاید نتونه شمارو به درک بالایی از یه بردگیم برسونه و بهتره که بعد از یکی از سه نوع تجربه بالا، برای تکمیل اطلاعاتتون از یه بازی برید سراغ این نوع تجربه. چون بیشتر نقش تکمیل کنندگی رو داره تا بیس.

این نوع تجربه به صورت مشارکت در بحث های کاربران و یا صرفا مطالعه نظرات کاربران و بازیکن های مختلف در دنیاست که بازی مورد نظر رو تجربه کردن. برای این کار برید سراغ انجمن ها و جوامع مجازی یا حقیقی بردگیمی مرتبط با بازی مورد نظرتون مثل بخش انجمن سایت Boardgamegeek .

حالت بهتر این نوع تجربه نگاری هم تجربه نگاری از طراحای بازیه. برای این کار میتونید از  سایت انجمن طراحان بردگیم (Bgdf) استفاده کنید. البته اگر تونستید طراحای مختلف بازی رو گیر بیارید و حضوری باهاشون صحبت کنید که دیگه عالی میشه.

تحلیل، تغییر و بهینه سازی بازی ها

بعد از تجربه بازی به یک یا چند روش که در بالا گفتیم، یا حتی گاها در حین تجربه بازی، شما باید برید سراغ تحلیل بازی، تلاش برای تغییر و بهینه سازی بازی

  • تحلیل بازی

اگر قصد طراحی دارید، نباید از کنار یه بازی ساده بگذرید. المان های مختلف اون رو بشناسید و سعی کنید اونهارو تحلیل کنید. این المان ها میتونن از لیست زیر انتخاب بشن: (این لیست همون لیستی هستش که رومیزشکافی های آیوی گیم حول اونها انجا میشه)

  1. مخاطب بازی: بازی برای چه کسی طراحی شده ؟
  2. یادگیری بازی: مخاطب چطوری میتونه بازی رو یاد بگیره؟ دفترچه بازی چطوری نوشته شده ؟
  3. فوانین بازی: بازی چه قوانین اصلی و فرعی ای داره؟ اکشن های مخاطبا چیا هستن ؟
  4. استراتژی، شانس و تعامل در بازی: بازی چقدر استراتژی داره؟ چقدر شانش داره؟ چقدر تعاملیه ؟
  5. گیم پلی و تجربه بازی: تجربه ای که بازی خلق میکنه چیه؟ چطوری این تجربه رو خلق میکنه ؟
  6. تکرارپذیری: چقدر تنوع در بازی وجود داره؟ مخاطب چقدر احتمال داره دوباره سراغ این بازی بیاد ؟
  7. مکانیزم ها و دینامیک های بازی: بازی چطوری پیش میره؟ هر مکانیزم چطوری در بازی به کار رفته ؟

برای شروع میتونید از الگوی رومیزشکافی آیوی گیم استفاده کنید. سعی کنید برای هر بازی یه جدول داشته باشید و تحلیل خودتون از اون رو داخل اون جدول بنویسید. آدرس صفحه رومیزشکافی رو آخر مقاله میزارم.

  • تغییر و بهینه سازی بازی

بعد از اینکه یه بازی رو تحلیل کردید و تونستید تجربه اون رو به خوبی درک کنید. وقتشه برید سراغ نفد بازی. سعی کنید نقاط منفی و مثبت بازی رو پیدا کنید.

در قسمت تجربه بازی گفتم که سعی کنید بازی رو با مخاطب های مختلف تجربه کنید. این کار بهتون کمک میکنه این نقاط رو راحت تر پیدا کنید. بعد از پیدا کردن سعی کنید بازی رو بهینه کنید. یعنی :

  1. نقاط منفی بازی رو رفع کنید؛ حواستون باشه تجربه بازی رو خراب نکنید.
  2. نقط مثبت بازی رو تقویت کنید؛ البته این کار اجبازی نیست.
  3. در نهایت بازی رو چند مرتبه تست کنید؛ تا ببینید که تجربه بازی قوی و مثبت هست یا نه.

معیارتون برای تجربه مثبت بازی هم مخاطب باشه. مخاطب شاخص بازی رو که در قسمت تحلیل پیدا کردید در نظر بگیرید. ببیند چقدر با بازی ارتباط میگیره. این معیار خوبیه.

طراحی یه بازی جدید

خب تا الان گفتم که برید سراغ تجربه بازی های مختلف و تحلیل و بهینه سازی اونها. الان وقتشه که برید سراغ طراحی یه بازی جدید. البته اینو بگم که خیلی از مواقع در حین تجربه یا تحلیل بازی های مختلف ایده های جدید به ذهنتون میرسه و فقط نیاره یاد بگیرید ایده هارو پروش بدید. در این باره در مقالات بعدی صحبت می کنیم. الان فعلا تا مرحله رسیدن ایده رو کار داریم.

خب خروجی که از تجربه یه بازی میگیرید یه بینش متفاوت نسبت به بازی هاست. همونطوری که در در مقاله “یه طراح به بازی ها چطور نگاه میکنه گفتیم” طرز نگاه به بازی های توسط طراحای بازی باید متفاوت باشه. این طرز نگاه، ببنش یا دانش مورد نظر به مرور به بررسی بازی های مختلف و اصطلاحا ور رفتن با اونها بدست میاد.

نکته مهم در این باره صبر و حوصله و تداومه. اگر چندتایی بازی رو بررسی کردید و ایده ای به ذهنتون نرسید، نگران نباشید. صبر داشته باشید و به هیچ وجه فرآیند رو قطع نکنید. حتی اگر بتونید بازی های مختلفی رو بهینه کنید، کار بزرگی کردید و مطمئن باشید با تداوم به مرجله ایده جدید هم میرسید.

 

لینک های مفید:

 

همچنین ببینید:

 

kouroshheydar
kouroshheydar

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط

0