طراحی بازی

بچه بزرگ کردن تا طراحی بازی!

تجربه نگاری تا مندلیف!

وقتی درباره طراحی بازی صحبت می کنیم، فضای اطلاعات و دیتای موجود در سراسر جهان، بیشتر به سمت تجربه نگاری میره! یعنی ما به نوعی به طراحی بازی بیشتر از اینکه به چشم یه علم آکادمیک یا Science نگاه کنیم، به چشم یه هنر یا Art نگاه میکنیم. به همین دلیله که عمدتا میگیم: “هنر طراحی بازی نه علم طراحی بازی”
این امر میتونه به این دلیل باشه که فعلا مطالب مرتب با حوزه طراحی به صورت چارچوب مند و تئوریک جمع آوری و تبدیل به ساختار نشدن؛ به قول جناب جسی شِل (Jesse Schell) در کتاب “هنر طراحی بازی”، هنوز مندلیفی پیدا نشده که جدول تناوبی عناصر بازی رو ابداع کنه.
خلاصه اینکه طراحی بازی الان یه مبحث بسیار وابسته به تجربه طراحای بزرگ و مجربین این عرصه هستش. از جمله این طراحای بزرگ و متخصصین، جناب راینر نیتزیا (Reiner Knizia)، طراح آلمانی بازی هایی مثل Loot, Ra, Modern Art, Lost Cities, Keltis, Medici, Sakura , … هستش که تا به حالا حدود ۶۰۰ بازی طراحی شده در کارنامه خودش داره.

راینر نیتزیا در نمایشگاه اِسن آلمان

مقاله امروزمون درباره یه جمله بسیار زیبا از ایشونه:

“Designing a game is like raising a child. You cannot change its personality,  but you can help maximize its potential.”

(Reiner Knizia)

قبل از هرچیزی این نکته رو بگم که اول خواستم جمله رو ترجمه کنم، ولی وقتی دیدم هیج جور نمیشه مفهوم جمله رو با ترجمه رسوند، تصمیم گرفتم اصل جمله رو بزارم.
[divider style=”solid” top=”20″ bottom=”20″]

بزرگ کردن بچه!

  • در واقعیت:

بزرگ کردن بچه یه اتفاقیه که عمده ما قراره تجربش کنیم. جنبه جالبی که در این فرآیند رخ میده و ایشون هم بهش اشاره کردن، شخصیت یا Personality فرزند هستش. تاثیر شما در شکل گیری شخصیت فرزندتون به صورت ۱۰۰ درصدی نیست. قسمتی از اون قبل از تولد شکل میگیره، قسمتی در تعامل با محیط و دیگران، قسمتی هم توسط خود بچه به وجود میاد. و وقتی این شخصیت شکل میگیره، تغییر اون کار بسیار سختی هستش. هم برای خود کودک و هم برای والدین.

  • در ادبیات بازی:

وقتی درباره طراحی یه بازی صحبت می کنیم، عمدتا نگاه به سمت یه سری جرقه های ذهنی میرن که ایده اولیه بازی رو شکل میدن. یعنی یهو یه اتفاقی میفته، یه ایده به ذهن طراح میرسه و میره برای چکش کاری اون ایده. اما یه چیز خییل باحال و اجتناب ناپذیر درباره مرحله ایده تا پروتوتایپ بازی وجود داره و اون، اینه که شما نمیتونید از چارچوب بازی فرار کنید.
یعنی بازی وقتی شروع به گسترس در ذهن شما میکنه، همیشه یه چارچوب مشخصی برای خودش میسازه و بعد از اینکه مدتی از ایده اون میگذره و بزای به مرحله قابل قبولی میرسه، متوجه میشید که شخصیت بازی تون، بدون اینکه متوجه اون باشید، طوری شکل گرفته که دیگه قابل تغییر نیست! یعنی یه چارچوب مشخص برای خودش داره و اگر بخواید اونو تغییر بدید، باید کلا بازی رو عوض کنید!

پتانسیل های یه بازی، پتانسیل های یه بچه!

  • در واقعیت:

وقتی شخصیت بچه شکل میگیره. تلاش برای تغییر اون مارو به این نتیجه میرسونه که بهتره کلا بچه رو عوض کنیم! یعنی اگر میخوایم این بچه یه جور دیگه باشه، نیازه که کلا یه بچه دیگه داشته باشیم و از اول اونجوری که میخوایم تربیتش کنیم. اما طبق این حرف که “هرکسی را بهر کاری ساختند” همه ما قبول داریم که هرکسی با هر سطح از توانایی و شخصیتی، باهوش و توانمنده، به شرطی که پتانسیل های خودش رو بشناسه و بپذیره که نیاز داره پتاسنیل های خودش رو به سمت توانمندی ببره.
وقتی بچه هنوز عقل درست و حسابی نداشته باشه، این ما هستیم که باید کمک کنیم پتانسیل های خودش رو به سمت قوی تر شدن ببره.

  • در ادبیات بازی:

در ادبیات بازی هم همین امر صادقه، وقتی چارچوب کلی بازی تون شکل میگیره، به جای اینکه زمان بزارید تا بازی رو تغییر بدید، زمان بزارید تا بتونید ویژگی های مختلف مثبت بازی تون رو تقویت کنید و ویژگی های منفی اون رو کم و کمتر کنید. اینو یادتون باشه:

هر بازی ای میتونه یه بازی عالی باشه، فقط کافیه پتانسیل هایی که میتونه داشته باشه رو به سمت عالی شدن ببریم.

با بازی تون مهربون باشید!

یه مشکل رایج برای طراحای بازی اینه که با بازی شون مهربون نیستن. کلا میخوان بزنن بازی رو بترکونن و سر همین قضیه هم کلی زمان خرج میکنن. و بعد از مدت ها متوجه میشن که:

به جای زمان گذاشتن برای تغییر بازی، اگر زمان میزاشتن تا همون بازی رو بهینه کنن، همون بازی به یه بازی خوب تبدیل میشد.

برای مثال اتفاقی که برای یکی از بازی های خودم افتاد از همین جنس بود که کلی وقت گذاشتم سر تغییر بازی، و بعد از کلی زمان، متوجه شدم که نه میتونم بازی رو تغییر بدم، چون شخصیت بازیم شکل گرفته، و نه میتونم دیگه درباره اون بازی فکر کنم، چون خیلی پیچیده و قاطی پاتی شده. رو همین حساب کلا بیخیالش شدم.
اما نکته مهم اول اینه با بازیتون مهربون باشید و بعد این که صبر و حوصله داشته باشید و سعی کنید بازی تون رو به عالی ترین شکل ممکن خودش تبدیل کنید. 
در آخر یادتون باشه که :

“بهترین بازی شما، بهترین ورژن از هر بازی شماست!”

 

لینک های مفید:

 

همچنین ببینید:

پست های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *