طراحی بازی

مطالعه کن، بعد طراحی کن!

در مقاله “اول بازی کن، بعد طراحی کن!” درباره این قضیه مفصل صحبت کردیم که برای اینکه شما بتونید یه طراح خوب بشید نیازه تشنه بازی کردن باشید. یعنی زیاد بازی کنید.
البته من این ایده رو صرف نظر از این دیدگاه که بازی کردن ممکنه موجب از بین رفتن خلاقیت بشه مطرح کردم و حتما در آینده درباره این مطلب هم یه سری مقاله می نویسیم.
موضوعی که امروز میخوایم بریم سراغش در راستای مقاله “اول بازی کن بعد طراحی کن!” هستش و پیشنهاد می کنم اگر اونرو نخوندید، از اینجا برید اول اونو مطالعه کنید، بعد بیاید سراغ این مقاله.
قبل از هر چیز بریم سراغ یه مقدمه خیلی مهم.
 

مقدمه


فرض کنید یه جوون جویای نام داریم به اسم حشمت، که خیلی موسیقی گوش میده. طوری که همیشه هندزفری توی گوش یا هدفون روی گوششه. در هر حالتی داره آهنگ گوش میده و به نوعی خوره موسیقی و آهنگه.
از طرفی یه جوون دیگه به اسم قادر رو فرض کنید که خیلی زیاد فیلم و سریال میبینه. در حدی که هر دو روز یه فصل ۲۲ قسمتی زا یه سریال رو تموم میکنه و عملا خوره فیلم و سریاله.
حالا دوتا سوال مهم میپرسم:

  1. آیا حشمت میتونه یه آهنگ بسازه ؟
  2. آیا قادر میتونه فیلم بسازه ؟

بیشتر هنر تا علم!

امروز در سال ۱۴۰۰ شمسی وقتی داریم درباره طراحی بازی صحبت می کنیم، بیشتر از اینکه به اون به چشم یه علم با اصول موضوعه و قضایای ساختارمند نگاه کنیم، بهش به چشم یه هنر نگاه می کنیم.
هنری که برخواسته از خلاقیت، ذوق، استعداد و تجربه هستش. با این نگاه مقایسه “طراحی بازی” با هنر هایی مثل “موسیقی” و “فیلم سازی” منطقیه.
برگردیم سر سرنوشت حشمت و قادر.
 

سرنوشت حشمت و قادر

به احتمال بسیار بالا حوابتون به هردو سوال بالا منفیه مگر در صورتی که فرض کنیم حشمت و قادر تحصیلات آکادمیک و غیر آکادمیک در حوزه موسیقی و فیلم سازی داشته باشن.
یعنی، اینکه شما صرفا زیاد اهنگ گوش بدید، به شما کمک نمیکنه به آهنگ ساز بشید. بلکه باید برید اول تئوری موسیقی یاد بگیرید، دستگاه هارو بشناسید و … تا بتونید بعد از مدتها تلاش یه آهنگ بسازید.
یعنی، اینکه شما صرفا زیاد فیلم ببینید، به شما کمک نمیکنه یه فیلم ساز بشید، بلکه باید بریم سراغ اینکه در زمینه فیلم سازی تحصیل کنید، سالها تجربه و تلاش کنید و خاک صحنه بخورید تا نهایتا بتونید فیلم بسازید.
 

طراحی بازی فوتبال نیست، طراحی بازی موسیقی نیست!

اما درباره طراحی بازی، میشه گفت نه مثل موسیقی و فیلم سازی هستش که بدون علم خاص خودش کلا نشه طراحی کرد، نه مثل فوتبال بازی کردن یه مهارت خالصه که فقط جنبه تمرین و تجربه داشته باشه.
طراحی بازی بین این دوتاست. یعنی هم باید مطالعه داشته باشید، هم تجربه و بازی کنید. هر کدوم از اینا بدون اون یکی، باعث میشه کسی که میخواد طراحی کنه، با مشکلات زیادی مواجه بشه، از جمله اینکه ندونه چطوری شروع و چطوری تموم کنه.
البته شاید بتونید بدون مطالعه و فقط با بازی کردن یه بازی طراحی کنید.
 

هر دو به اندازه کافی!

پس خلاصه مطلب شد اینکه، هم مطالعه داشته باشید هم بازی کنید. هر کدوم به جای خودش برای تبدیل شدن شما به یه طراح خوب موثر هستن. عنصر صبر رو هم فراموش نکنید. هیچ کسی یه شبه یه طراح بزرگ نشده. باید کلی تجربه کنید، کلی بازی طراحی کنید و باهاش خداحافظی کنید تا به یه ایده ناب برسید.
داخل مقالات آینده یه سری منبع خیلی خوب معرفی می کنم که برای مطالعه حول طراحی بازی خبلی مفید هستن.
 

لینک های مفید:

پست های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *