معمولاً بزرگترین و پرسروصداترین بازیهای هر سال را برای بازهی اکتبر تا دسامبر کنار میگذارند. بیشترشان هم در ماه نوامبر منتشر میشوند تا از هیجان بازار و ولخرجیهای فصل تعطیلات بیشترین استفاده را ببرند. اما امسال این قاعده کمی بههم خورده است. این تغییر معمولاً بیش از همه روی بهترین RPGهای سال تأثیر میگذارد، با این حال در سال ۲۰۲۵ چند بازی نقشآفرینی فوقالعاده در نیمهی اول سال و حتی همان سهماههی ابتدایی روانهی بازار شدند.
ماه آوریل با انتشار ناگهانی نسخهی بازسازیشدهی Oblivion همه را غافلگیر کرد؛ موفقیت تجاری و محبوبیت بالای این بازی بهخوبی نشان میدهد که طرفداران تا چه اندازه در انتظار The Elder Scrolls 6 هستند. از طرف دیگر، استودیوی Obsidian Entertainment امسال را طوفانی آغاز کرد و در طول سال سه بازی منتشر کرد که دو مورد از آنها RPGهایی قدرتمند و پرمدعا بودند. و البته Clair Obscur: Expedition 33 هم بلافاصله پس از انتشار، دل هر کسی را که تجربهاش کرد بهدست آورد. عناوینی که در ادامه میآیند (به ترتیب حروف الفبا) نمایانگر اوج بازیهای نقشآفرینی در سال ۲۰۲۵ هستند.

Avowed
Avowed بازیای است که در آن انتخابها واقعاً معنا دارند و بهصورت طبیعی در منطق و ساختار دنیای بازی جا میگیرند. تصمیمهایی که میگیرید مسیر روایت را شکل میدهند، سرنوشت ساکنان سرزمینهای زندهی «ایئورا» را تغییر میدهند و سفر قهرمان داستان را به مسیرهایی تازه و گاه کاملاً غیرمنتظره میکشانند. این حس اختیار و تأثیرگذاری، هستهی اصلی تجربهی Avowed را میسازد. از نظر گیمپلی، Avowed یک RPG تمامعیار و کلاسیک است که سلاحهای گرم و جادو را با هم ترکیب میکند و بهواسطهی درخت مهارتهای عمیقش، آزادی عمل بالایی به بازیکن میدهد. با این حال، بازی صرفاً به فرمولهای آشنا بسنده نمیکند و با نوآوریها و تکاملهای هوشمندانه، جان تازهای به ایدهها و جهان مجموعهی Pillars of Eternity و فرمولهای نقشآفرینی استودیوی Obsidian میبخشد.
نکتهی جذاب دیگر این است که Avowed برای ورود، بازی سختگیری نیست. چه سالها طرفدار RPG باشید و چه تازه بخواهید وارد این سبک شوید، خیلی زود با آن ارتباط میگیرید. همین ویژگی باعث میشود Avowed گزینهای عالی برای پیشنهاد دادن به دوستان یا حتی هدیه دادن به کسی باشد که میخواهید با یک نقشآفرینی درستوحسابی شگفتزدهاش کنید.

Clair Obscur: Expedition 33
احتمالاً بازیای که کمترین نیاز به معرفی دارد، Clair Obscur: Expedition 33 است؛ عنوانی که از همان زمان عرضه، در مرکز بسیاری از بحثهای آنلاین دربارهی کیفیت بازیهای ویدیویی و اینکه چگونه یک استودیو میتواند فراتر از حد انتظار ظاهر شود، قرار گرفته است. اینکه Clair Obscur: Expedition 33 در نامزدیهای مراسم The Game Awards 2025 خوش درخشید و همزمان چندین جایزه از Golden Joystick Awards را هم بهدست آورد، بهخوبی نشان میدهد با اثری طرف هستیم که تأثیرش را نمیشود دستکم گرفت.
۵ دلیل برای آنکه Clair Obscur: Expedition 33 شایستهترین برنده جایزه بازی سال (GOTY) بود!
روایتی دردناک و تأثیرگذار، موسیقیای که زیبایی و اندوه را در هم میآمیزد، گروهی از شخصیتها با اجراهایی دوستداشتنی، و چرخهی گیمپلیای که استانداردهای مبارزات نوبتی را یک پله بالاتر میبرد، همگی دست به دست هم دادهاند تا تجربهای ماندگار شکل بگیرد. در کنار اینها، آزادی عمل محدود اما معنادار بازیکن باعث میشود انتخابها وزن داشته باشند و روایت شخصیتر شود. مجموعهی این عناصر، Clair Obscur: Expedition 33 را به بازیای تبدیل کرده که چه برای طرفداران قدیمی نقشآفرینی و چه برای کسانی که تازه میخواهند وارد این سبک شوند، تجربهاش کاملاً ارزشمند است.

Digimon Story: Time Stranger
دیجیمون، درست مثل پوکمون، یکی از آن آیپیهای ریشهدار دههی ۹۰ است که نسلهای مختلفی با آن بزرگ شدهاند. بازیهای امروزی این مجموعه، از جمله Digimon Story: Time Stranger، سعی میکنند هم حس نوستالژی طرفداران قدیمی را زنده نگه دارند و هم درِ ورود را برای مخاطبان جدید باز کنند. باز کردن و دسترسی به تمام دیجیمونها بخش مهمی از هستهی اصلی بازی را تشکیل میدهد و ساختار کلی آن هم کاملاً به فرمول آشنای JRPG وفادار است؛ تا جایی که میتوان آن را با آثاری مثل Persona 3 یا Shin Megami Tensei 5 مقایسه کرد. تنوع بالای گزینهها برای تیمسازی و ارزش تکرارپذیری قابل توجه، باعث میشود دیجیولوشن موجودات مختلف و کشف تواناییهای آنها در مبارزه، هم سرگرمکننده باشد و هم در رویکردش نسبت به نسخههای قبلی، حس تازگی داشته باشد.
Digimon Story: Time Stranger فرمول امتحانپسدادهی این مجموعه را با ایدههای جدید ترکیب میکند؛ از دانجنهای متنوع گرفته تا داستانی جذاب و مجموعهای از ویژگیهای جالب که هر کدام ارزش امتحان کردن دارند. نتیجه، تجربهای است که هم برای طرفداران قدیمی دیجیمون آشنا و دلنشین است و هم برای کسانی که تازه میخواهند وارد این دنیا شوند، جذاب و درگیرکننده.

Dragon Quest 1-2 HD-2D Remake
با توجه به اینکه Dragon Quest 3 HD-2D Remake یکی از بهترین RPGهای سال ۲۰۲۴ بود، اصلاً عجیب نیست که نسخههای بازسازیشدهی Dragon Quest 1 و 2 هم به همان مسیر موفقیت قدم گذاشته باشند. Dragon Quest 1 and 2 HD-2D Remake در واقع بازآفرینیای تازه از نسخههای کلاسیک این مجموعه است؛ بازآفرینیای که با روایتهایی قویتر و پرداختشدهتر همراه شده و در کنار آن، از گرافیک چشمنواز و امضادار HD-2D که حالا به امضای Square Enix تبدیل شده، بهره میبرد.
با وجود این تغییرات، بازیها همچنان به هستهی اصلی خود وفادار ماندهاند. مبارزات نوبتی کلاسیک JRPG حفظ شده، اما گزینههای متنوعی برای شخصیسازی روند بازی در نظر گرفته شده است؛ از سریعتر کردن متنها گرفته تا روانتر و تندتر شدن نبردها، تا تجربهای مطابق سلیقهی بازیکن شکل بگیرد. ترکیب داستانی بهبودیافته، ارائهی بصری مدرنتر و دنیایی که زندهتر و سرگرمکنندهتر از نسخههای اصلی به نظر میرسد، باعث شده Dragon Quest 1 and 2 HD-2D Remake برای طرفداران قدیمی یک تجربهی دلپذیر و نوستالژیک باشد. در عین حال، این بازسازیها یکی از بهترین راهها برای تازهواردها هستند تا بدون دردسر وارد دنیای Dragon Quest شوند و با ریشههای این مجموعهی افسانهای آشنا شوند.

Elden Ring Nightreign
با اینکه Elden Ring Nightreign از نظر ساختار و ایده، تفاوتهای قابل توجهی با نسخهی اصلی دارد، اما همچنان یک تجربهی نقشآفرینی مکانیکی در بالاترین سطح ارائه میدهد. این بازی با استفاده از همان دنیای آشنای Elden Ring، آن را از زاویهای تازه به تصویر میکشد و این بار، گیمپلی خشن و چالشبرانگیز PvE با ساختار روگلایک را به هستهی تجربه اضافه میکند. Nightreign عناصر اصلیای را که طرفداران سبک سولزلایک را جذب این مجموعه کرده بود، حفظ میکند، اما همزمان با یک چرخش خلاقانه، حالوهوایی جدید به ژانری میدهد که این روزها بیش از هر زمان دیگری شلوغ شده است. بازیکنان میتوانند از میان Nightfarerهای مختلف، بیلدها و سلاحهای متنوع انتخاب کنند؛ چه بهصورت تکنفره و چه در قالب یک تیم، و سپس مرزهای این انتخابها را در میدان نبرد به چالش بکشند.
سرزمین آزادی؛ ۱۲ تا از بهترین بازیهای نقش آفرینی
نبرد با باسهای مختلف Nightlord در سطوح گوناگون بازی، هم تازگی دارد و هم هیجانانگیز است و هر کدام به شکلی متفاوت بازیکن را درگیر میکند. مجموع این ویژگیها باعث میشود Elden Ring Nightreign به عنوان یک تجربهی قدرتمند و اعتیادآور شناخته شود؛ از آن بازیهایی که بهراحتی میتوان چندین ساعت در دنیایش غرق شد، بدون اینکه گذر زمان را حس کنید.

The First Berserker: Khazan
The First Berserker: Khazan نمونهی دقیقی از یک اکشن RPG موفق با عناصر هاردکور است؛ بازیای که مبارزاتی روان و حسابشده را با ویژگیهای آشنای سبک سولزلایک ترکیب میکند. سیستم مبارزات بازی عمیق و نفسگیر است و برای پیشرفت در دنیای بیرحمش، بازیکن واقعاً باید مکانیکها را یاد بگیرد و بر آنها مسلط شود.
تنوع مناسب قابلیتهای گیمپلی، در کنار درخت مهارتهای کامل و سیستم تجهیزات پرجزئیات، باعث شده Khazan هم یک سولزلایک قابل احترام باشد و هم نقطهی شروع خوبی برای آشنایی با دنیای Dungeon & Fighter. بازی چیزی را سرسری تحویل نمیدهد و از بازیکن انتظار دارد برای هر پیروزی زحمت بکشد. طراحی دشمنان و باسها با دقت و وسواس انجام شده و هر کدام بهعنوان یک چالش واقعی قد علم میکنند. همین موضوع باعث میشود حتی بعد از دهها بار شکست پیاپی هم، بازیکن انگیزهی رها کردن بازی را نداشته باشد و دوباره برای امتحان شانسش به میدان برگردد.

Kingdom Come: Deliverance 2
Kingdom Come: Deliverance 2 از همان زمان انتشارش در ماه فوریه، بهعنوان یکی از بهترین RPGهای سال تحسین شد و حالا میشود گفت حتی فراتر از این تعریفها ظاهر کرده است. در حالی که بسیاری از بازیهای نقشآفرینی به سمت فضاهای فانتزی میروند، KCD2 تصویری زنده، باورپذیر و کمنظیر از زندگی در قرون وسطی ارائه میدهد؛ تصویری که شاید در هیچ مدیوم دیگری تا این حد دقیق و ملموس نبوده است. میتوان با خیال راحت گفت Kingdom Come: Deliverance 2 چیزی به نام محتوای اضافه یا بیهدف ندارد. تمام مأموریتها، چه داستان اصلی و چه مأموریتهای فرعی، و همینطور شخصیتها، یا سرگرمکنندهاند، یا تأملبرانگیز، یا بهیادماندنی و احساسی، و اغلب ترکیبی از همهی اینها. بازی بهندرت لحظهای پیدا میکند که حس کنید وقتتان بیهوده تلف میشود.
سیستمهای مختلف درون بازی به شکلی طراحی شدهاند که تعامل با آنها لذتبخش و معنادار باشد و هر جزئیات کوچکی، بخشی از تجربهی کلی را شکل میدهد. نتیجه این است که در طول بازی، بهطور طبیعی به هنری و دیگر شخصیتهای این دنیا وابسته میشوید و داستانشان برایتان اهمیت پیدا میکند. از طرف دیگر، بستههای الحاقی Kingdom Come: Deliverance 2 هم بهخوبی روی گسترش روایت و مکانیکهای بازی کار کردهاند و عمق بیشتری به شهر قرونوسطایی کوتنبرگ و مناطق اطرافش بخشیدهاند. همهی اینها کنار هم، KCD2 را به تجربهای تبدیل میکند که نهتنها یک RPG عالی است، بلکه یکی از کاملترین روایتهای تعاملی از زندگی در قرون وسطی به شمار میآید.

The Outer Worlds 2
اگر بخواهیم روح اصلی The Outer Worlds 2 را در یک کلمه خلاصه کنیم، آن کلمه «آزادی» است. بازی به بازیکن اجازه میدهد شخصیتش را دقیقاً همانطور که دوست دارد بسازد؛ از انتخاب ویژگیهای عجیب مثل زانوی خراب گرفته تا حلوفصل درگیریها و انجام مأموریتها به روشهایی خلاقانه و کاملاً متفاوت. میتوانید شخصیتهای مهم داستان را بکشید، با تکیه بر مهارتهای گفتوگو کاملاً از مبارزه اجتناب کنید یا حتی بخشهایی از دنیا را بهطور کامل نابود کنید.
The Outer Worlds 2 یک RPG تمامعیار است که در آن انتخابها واقعاً اهمیت دارند؛ حتی اگر گاهی نتیجهی این انتخابها برایتان آزاردهنده یا بهطرز بامزهای غیرمنتظره باشد. برخی از بهترین سلاحهای بازی مکانیکها و ایدههای خاص و سرگرمکنندهای دارند، تعدادی از شخصیتها عمداً با کلیشهها بازی میکنند و در مجموع، بخش بزرگی از تجربه کاملاً قابل شخصیسازی است. در نهایت، جانِ واقعی این بازی در مسیری نهفته است که خود بازیکن برای سفرش انتخاب میکند. هر تصمیمی که بگیرید، احتمال زیادی وجود دارد که بازی راهی برای عملی شدنش پیش پایتان بگذارد. The Outer Worlds 2 دقیقاً همان RPGای است که میگذارد داستان را آنطور که میخواهید، زندگی کنید.

Pokemon Legends: Z-A
داستان Pokémon Legends: Z-A و گروه شخصیتهایش، در کنار مگااولوشنهای جدید برای پوکمونهای نسلهای مختلف، بهتنهایی آنقدر جذاب هستند که حتی اگر کسی فقط کمپین اصلی را بازی کند و کنار بگذارد، باز هم تجربهای ارزشمند نصیبش میشود. با این حال، بازی به همینها بسنده نمیکند و چیزهای بیشتری برای ارائه دارد. این موضوع بیش از همه در مأموریتهای فرعی احساسی، روشهای خلاقانه و غیرمعمول برای شاینیهانتینگ، و سیستم مبارزاتیای دیده میشود که تفاوتش با فرمولهای تقریباً ۳۰ سالهی این مجموعه کاملاً محسوس است. Pokémon Legends: Z-A عملاً قیدوبند مبارزات نوبتی سنتی را کنار گذاشته و همین تغییر، بازی را هم برای طرفداران قدیمی و هم برای تازهواردها، بلافاصله جذابتر میکند.
نبردهای رنکشده و پاداشهای پس از پایان داستان، نمونهی خوبی از محتوای پسازبازی درستوحسابی هستند و انگیزهی ادامه دادن را بالا نگه میدارند. از طرف دیگر، در این سیستم مبارزاتی جدید، تنوع بیشتری از پوکمونها واقعاً کارآمد و قدرتمند شدهاند؛ حتی آنهایی که در نسخههای قبلی معمولاً انتخابهای ضعیفی به حساب میآمدند. نتیجه، تجربهای تازه و جسورانه است که به مجموعهی پوکمون جان دوبارهای میدهد.

Trails in the Sky 1st Chapter
Trails in the Sky 1st Chapter یک JRPG داستانمحور است که روایت خواهر و برادری به نامهای استل و جاشوا را دنبال میکند؛ دو شخصیتی که پس از ناپدید شدن پدرشان، همزمان با تلاش برای پیوستن به انجمن Bracer، آرامآرام درگیر توطئهای عمیقتر میشوند که با پیشروی در ساعات ابتدایی بازی، لایههایش آشکارتر میشود. این عنوان یکی از بالاترین امتیازهای سال ۲۰۲۵ را به خود اختصاص داده و با اینکه یک بازسازی به حساب میآید، مفهوم «ریمیک» را جدی گرفته و صرفاً به بهبود ظاهری بسنده نکرده است. Trails in the Sky 1st Chapter هویت مستقل خودش را دارد و با ویژگیها و ارزشهای تازه، تجربهای متفاوت ارائه میدهد.
سیستم مبارزات بازی ترکیبی از نبردهای نوبتی و درگیریهای همزمان است و تمرکز ویژهای روی شخصیسازی شخصیتها و بیلدها دارد. فعالیتهای RPG کلاسیک هم بهخوبی در بازی جا داده شدهاند؛ از مقابله با تهدیدهایی در ابعاد آخرالزمانی گرفته تا انجام کارهای سادهتری مثل جمعآوری آیتمها و مأموریتهای روزمره. از نظر لحن روایی، بازی تعادل جالبی دارد. گاهی داستان و شخصیتها بهشدت طنزآمیز و سرگرمکننده میشوند و گاهی به سمت فضایی جدی و احساسی میروند. اضافه شدن کاتسینهای انگلیسی با صداگذاری کامل، یکی از تفاوتهای مهم این نسخه با نسخهی اصلی است. با این حال، بازی در بخشهایی مثل مأموریتها، کوئستهای فرعی، نوع دشمنان و NPCها کاملاً به ریشههای خود وفادار مانده و همین ترکیب وفاداری و نوسازی، آن را به تجربهای ارزشمند برای طرفداران قدیمی و جدید تبدیل کرده است.
